غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۹۷ بیدل دهلوی

مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

بی‌پرده است جلوه ز طرف نقاب صبح

تاکی روی چو دیده‌‌ی انجم به خواب صبح

۱

اهل صفا ز زخم‌ گل فیض چیده‌اند

بیرون چاک سینه مدان فتح باب صبح

۲

پیری رسید مغفرت آماده شو که نیست

غیر از کف دعا ورقی در کتاب صبح

۳

از وحشت نفس نتوان جز غبار چید

رنگ شکستهٔ تو بس است انتخاب صبح

۴

جرم جوان به پیر ببخشند روز حشر

اسپند نامهٔ سیه شب به آب صبح

۵

این دشت یک قلم ز غبار نفس ‌پُر است

حسرت‌ کشیده است به هر سو طناب صبح

۶

با چشم خشک چشم زفیض سحرمدار

اشک است روغنی که دهد شیر ناب صبح

۷

نتوان‌ گره زدن به سر رشتهٔ نفس

پیداست رنگ این مثل از پیچ و تاب صبح

۸

کامی که داری از نفس واپسین طلب

فرصت درنگ بسته به دوش شتاب صبح

۹

حاصل ز عمر یکدم آگاهی است و بس

چون پنبه شد زگوش نماند حجاب صبح

۱۰

کو مشتری‌که جنس خروشی برآوریم

داریم از قماش نفس جمله باب صبح

۱۱

تا بویی از قلمرو تحقیق واکشیم

بیدل دوانده‌ایم نفس در رکاب صبح

۱۲

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: صبحقافیه: ـاب۱۱ از ۱۲ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • برخی مصرع‌ها از الگو پیروی نمی‌کنند

پایان مصرع‌ها

  1. صبحصبح
  2. چیده‌اندصبح
  3. نیستصبح
  4. چیدصبح
  5. حشرصبح
  6. استصبح
  7. سحرمدارصبح
  8. نفسصبح
  9. طلبصبح
  10. بسصبح
  11. برآوریمصبح
  12. واکشیمصبح

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ بیدل دهلوی

۲٬۸۲۸ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۲٬۸۲۷ شعر) قرار دارد.