از بسکه خوردهام به خم زلف یار پیچ
طومار نالهام همه جا رفته مارپیچ
۱زال فلک طلسم امل خیز هستیام
بسته است چون کلاوه به چندین هزار پیچ
۲ای غافل از خجالت صیادی هوس
رو عنکبوتوار هوا را به تار پیچ
۳پیش ازتو ذوق جانکنیی داشتکوهکن
چندی تو هم چو ناله درین کوهسار پیچ
۴امید در قلمرو بیحاصلی رساست
از هر چه هست بگسل و در انتظار پیچ
۵رنج جهان به همت مردانه راحت است
گر بار میکشی کمرت استوار پیچ
۶بر یک جهان امل دم پیری چه میتنی
دستار صبح به که بود اختصار پیچ
۷افسرده گیر شعلهٔ موهومی نفس
دود دلی که نیست به شمع مزار پیچ
۸موجیکه صرف کار گهر گشتگوهر است
سرتا به پای خود به سراپای یار پیچ
۹صد خوابناز تشنهٔ ضبطحواس توست
بر خویش غنچه گرد و لحاف بهار پیچ
۱۰بیدل مباش منفعل جهد نارسا
این یک نفس عنان ز ره اختیار پیچ
۱۱