غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۱۷ بیدل دهلوی

مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

سیل غمی‌ که داد جهان خراب داد

خاکم به باد داد به رنگی ‌که آب داد

۱

راحت درین بساط جنون‌خیز مشکلست

مخمل اگر شوی نتوان تن به خواب داد

۲

یارب چه مشربم‌ که درین شعله انجمن

گردون می‌ام به ساغر اشک کباب داد

۳

اینست اگر شمار تب و تاب زندگی

امروز می‌توان به قیامت حساب داد

۴

بر موج آفتی‌ که امید کنار نیست

تدبیر رخت اینقدرم اضطراب داد

۵

سستی چه ممکن است رود از بنای عمر

نتوان به هپچ پیچ و خم این رشته تاب داد

۶

وقت ترحم است‌کنون ای نسیم صبح

کان شوخ اختیار به دست نقاب داد

۷

صد نوبهار خون شد و یک غنچه رنگ بست

تا بوسه رخش ناز ترا بر رکاب داد

۸

یارب چه سحر کرد خط عنبرین یار

کزجوی شب به مزرع خورشید آب داد

۹

تا می به لعل او رسد از خویش رفته است

شبنم نمی‌توان به کف آفتاب داد

۱۰

انجام کار باده ‌کشان جز خمار نیست

خمیازه‌های جام می‌ام این شراب داد

۱۱

‌ببدل سوال چشم بتان را طرف مشو

یعنی که سرمه ناشده باید جواب داد

۱۲

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: دادقافیه: ـاب۱۰ از ۱۲ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • برخی مصرع‌ها از الگو پیروی نمی‌کنند

پایان مصرع‌ها

  1. دادداد
  2. مشکلستداد
  3. انجمنداد
  4. زندگیداد
  5. نیستداد
  6. عمرداد
  7. صبحداد
  8. بستداد
  9. یارداد
  10. استداد
  11. نیستداد
  12. مشوداد

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ بیدل دهلوی

۲٬۸۲۸ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۲٬۸۲۷ شعر) قرار دارد.