غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۲۳ بیدل دهلوی

مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

گذشت عمر و دل از حرص سر نمی‌تابد

کسی عنانم از این راه بر نمی‌تابد

۱

درای محمل فرصت خروش صور گرفت

هنوز گوش من بی‌خبر نمی‌تابد

۲

جهان ز مغز خرد پنبه‌زار اوهام است

چه سود برق جنون یک شرر نمی‌تابد

۳

غبار عجز من و دامن خط تسلیم

ز پا فتادگی از جاده سر نمی‌تابد

۴

نگاهم از کمر یار فرق نتوان کرد

کسی دو رشته به‌هم این‌قدر نمی‌تابد

۵

نشان من مگر از بی‌نشان توانی یافت

وگرنه هستی عاشق اثر نمی‌تابد

۶

نمی‌توان ز کف خاک من غبار انگیخت

جبین عجز به‌جز سجده برنمی‌تابد

۷

نزاکتی‌ست در آیینه‌خانهٔ هستی

که چون حباب هوای نظر نمی‌تابد

۸

نگاه بر مژه دامن‌فشان استغناست

دماغ وحشت من بال و پر نمی‌تابد

۹

خروش دهر بلند است، بر تغافل زن

که این فسانه به‌جز گوش کر نمی‌تابد

۱۰

شبی به روز رساندن‌ کمال فرصت ماست

چو شمع کوکب ما تا سحر نمی‌تابد

۱۱

ز خویش می‌روم اینک تو هم بیا بیدل

که قاصد آمد و هوشم خبر نمی‌تابد

۱۲

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: نمی‌تابدقافیه: ـر۱۱ از ۱۲ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است
  • برخی مصرع‌ها از الگو پیروی نمی‌کنند

پایان مصرع‌ها

  1. نمی‌تابدنمی‌تابد
  2. گرفتنمی‌تابد
  3. استنمی‌تابد
  4. تسلیمنمی‌تابد
  5. کردنمی‌تابد
  6. یافتنمی‌تابد
  7. انگیختبرنمی‌تابد
  8. هستینمی‌تابد
  9. استغناستنمی‌تابد
  10. زننمی‌تابد
  11. ماستنمی‌تابد
  12. بیدلنمی‌تابد

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ بیدل دهلوی

۲٬۸۲۸ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۲٬۸۲۷ شعر) قرار دارد.