غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۶۹ بیدل دهلوی

مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

بر این ستمکده یارب چه سنگ می‌بارد

که دل شکستگی و دیده رنگ می‌بارد

۱

نصیبهٔ دل روشن بود کدورت دهر

همین به خانهٔ آیینه زنگ می‌بارد

۲

چو غنچه واننمودند بی‌گره‌ گشتن

که رنگ امن به دلهای تنگ می‌بارد

۳

بیا که بی‌تو به بزم از ترانه‌های حزین

دل شکسته ز گیسوی چنگ می‌بارد

۴

ژ خاک‌کوی تو مشق نزاکتی دارم

که بوی ‌گل به دماغم خدنگ می‌بارد

۵

گذشت فرصت وصل وز نارسایی وهم

نگه ز اشک همان عذر لنگ می‌بارد

۶

به چشم شوق نگاهی‌که در بهار نیاز

شکست حال ضعیفان چه رنگ می‌بارد

۷

به ذوق پرورش وهم آب می‌گردیم

سحاب ما همه برکشت بنگ می‌بارد

۸

دلیل عبرت دل صبح نادمیده بس است

که ضبط آه بر آیینه زنگ می‌بارد

۹

هجوم سایهٔ ‌گل دامگاه راحت نیست

بر این چمن همه داغ پلنگ می‌بارد

۱۰

زبس به‌کشت حسد خرمن است آفتها

دمی‌که تیر نبارد تفنگ می‌بارد

۱۱

ز دام حادثه بیدل رهایی امکان نیست

که قطرهٔ تو به‌کام نهنگ می‌بارد

۱۲

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: می‌باردقافیه: ـنگ۱۲ از ۱۲ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. می‌باردمی‌بارد
  2. دهرمی‌بارد
  3. گشتنمی‌بارد
  4. حزینمی‌بارد
  5. دارممی‌بارد
  6. وهممی‌بارد
  7. نیازمی‌بارد
  8. می‌گردیممی‌بارد
  9. استمی‌بارد
  10. نیستمی‌بارد
  11. آفتهامی‌بارد
  12. نیستمی‌بارد

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ بیدل دهلوی

۲٬۸۲۸ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۲٬۸۲۷ شعر) قرار دارد.