پادشاهی دارای داراب چهارده سال بود فردوسی
این بخش از «شاهنامه» فردوسی است و ۱۰ مورد منتشرشده دارد (مثنوی ۱۰).
- مورد منتشرشده
- ۱۰
ترتیب: صعودی · نزولی
جهان این بخش
شخصیتها
- سام پهلوانی و افسانهای
پهلوانی زابلی و پدر زال. از بهدنیا آمدن پسرش با موی سپید ناخشنود شد و او را در دامنهٔ البرز رها کرد؛ بعدها در بارگاه منوچهر جایگاهی بلند دارد.
- زال پهلوانی و افسانهای
نامهای دیگر: دستان، زال زر
پسر سام و پدر رستم. با موی سپید به دنیا آمد و سیمرغ او را در آشیانهاش پرورد؛ بعد بر زابلستان فرمان راند و با رودابه پیوند بست.
- رودابه پهلوانی و افسانهای
همسر زال و مادر رستم. در سختیِ زایمانش به راهنمایی سیمرغ موبدی بر بالینش آمد و رستم به شیوهای شگفت از مادر جدا شد، بی آنکه مادر بمیرد.
- رستم پهلوانی و افسانهای · شخصیت اصلی
نامهای دیگر: تهمتن، رستم دستان، پیلتن
نامآورترین پهلوان شاهنامه و فرزند زال و رودابه. اسبش رخش است و از ماجراهای مشهورش هفتخان، نبرد با سهراب و نبرد با اسفندیار را میشمارند.
- تهمینه پهلوانی و افسانهای
دختر شاه سمنگان، همسر رستم و مادر سهراب. شبی که رستم میهمان سمنگان بود، خود به بالین او رفت و از او فرزندی خواست.
- سهراب پهلوانی و افسانهای
پسر رستم و تهمینه که در سمنگان به دنیا آمد. نبردی میان او و رستم از رویدادهای نامآور زندگی رستم شمرده میشود.
- کیکاووس پهلوانی و افسانهای
نامهای دیگر: کاووس
شاه کیانی و پدر سیاوش. رستم او را از بند شاه هاماوران رهانید و سیاوش را هم برای آموزش به رستم سپرد.
- سیاوش پهلوانی و افسانهای
نامهای دیگر: سیاووش
فرزند کیکاووس و پدر کیخسرو. سالها نزد رستم در زابلستان پرورش یافت و در شاهنامه چهرهای پاکدل و بیگناه دارد.
- افراسیاب پهلوانی و افسانهای
شاه اسطورهای توران و پسر پشنگ. در داستانهای رستم و سیاوش حریف ایرانیان است و سرانجام به دست کیخسرو کشته میشود.
- گشتاسپ پهلوانی و افسانهای
نامهای دیگر: کیگشتاسپ
شاه کیانی، پسر لهراسپ و پدر اسفندیار. یکی از بخشهای شاهنامه به پادشاهی او نام گرفته است.
- اسفندیار پهلوانی و افسانهای
نامهای دیگر: اسپندیار
شاهزادهٔ کیانی و پسر گشتاسپ. بیش از هر چیز به نبرد سوگانگیزش با رستم شناخته میشود که در آن کشته میشود.
- سیمرغ اسطورهای
پرندهای اسطورهای که زال را پرورد و در سراسر زندگی یار او و پسرش رستم بود.
- ۱بخش ۱چو دارا به دل سوک داراب داشتبه خورشید تاج مهی برفراشتخواندن شعر ‹
- ۲بخش ۲بمرد اندران چند گه فیلقوسبه روم اندرون بود یکچند بوسخواندن شعر ‹
- ۳بخش ۳سکندر چو بشنید کامد سپاهپذیره شدن را بپیمود راهخواندن شعر ‹
- ۴بخش ۴چو خورشید برزد سر از کوه و راغزمین شد به کردار زرین چراغخواندن شعر ‹
- ۵بخش ۵چو دارا ز پیش سکندر برفتبه هر سو سواران فرستاد تفتخواندن شعر ‹
- ۶بخش ۶سکندر چو از کارش آگاه شدکه دارا به تخت افسر ماه شدخواندن شعر ‹
- ۷بخش ۷دبیر جهاندیده را پیش خواندبیاورد نزدیک گاهش نشاندخواندن شعر ‹
- ۸بخش ۸چو آن پاسخ نامه دارا بخواندز کار جهان در شگفتی بماندخواندن شعر ‹
- ۹بخش ۹به نزدیک اسکندر آمد وزیرکه ای شاه پیروز و دانشپذیرخواندن شعر ‹
- ۱۰بخش ۱۰ز کرمان کس آمد سوی اصفهانبه جایی که بودند ز ایران مهانخواندن شعر ‹
