نوحهٔ روح ابوجهل در حرم کعبه
۱سینهٔ ما از محمد داغ داغ
از دم او کعبه را گل شد چراغ
۲از هلاک قیصر و کسری سرود
نوجوانان را ز دست ما ربود
۳ساحر و اندر کلامش ساحری است
این دو حرف لااله خود کافری است
۴تا بساط دین آبا در نورد
با خداوندان ما کرد آنچه کرد
۵پاش پاش از ضربتش لات و منات
انتقام از وی بگیر ای کائنات
۶دل به غایب بست و از حاضر گسست
نقش حاضر را فسون او شکست
۷دیده بر غایب فرو بستن خطاست
آنچه اندر دیده می ناید کجاست
۸پیش غایب سجده بردن کوری است
دین نو کور است و کوری دوری است
۹خم شدن پیش خدای بی جهات
بنده را ذوقی نبخشد این صلوت
۱۰مذهب او قاطع ملک و نسب
از قریش و منکر از فضل عرب
۱۱در نگاه او یکی بالا و پست
با غلام خویش بر یک خوان نشست
۱۲قدر احرار عرب نشناخته
با کلفتان حبش در ساخته
۱۳احمران با اسودان آمیختند
آبروی دودمانی ریختند
۱۴این مساوات این مواخات اعجمی است
خوب میدانم که سلمان مزدکی است
۱۵ابن عبدالله فریبش خورده است
رستخیزی بر عرب آورده است
۱۶عترت هاشم ز خود مهجور گشت
از دو رکعت چشم شان بی نور گشت
۱۷اعجمی را اصل عدنانی کجاست
گنگ را گفتار سحبانی کجاست
۱۸چشم خاصان عرب گردیده کور
بر نیائی ای زهیر از خاک گور
۱۹ای تو ما را اندرین صحرا دلیل
بشکن افسون نوای جبرئیل
۲۰باز گوی ای سنگ اسود باز گوی
آنچه دیدیم از محمد باز گوی
۲۱ای هبل ، ای بنده را پوزش پذیر
خانهٔ خود را ز بی کیشان بگیر
۲۲گلهٔ شان را به گرگان کن سبیل
تلخ کن خرمایشان را بر نخیل
۲۳صرصری ده با هوای بادیه
«انهم اعجاز نخل خاویه»
۲۴ای منات ای لات ازین منزل مرو
گر ز منزل میروی از دل مرو
۲۵ای ترا اندر دو چشم ما وثاق
مهلتی ، ان کنت ازمعت الفراق»
۲۶