نکته ئی میگویم از مردان حال
امتان را «لا» جلال «الا» جمال
۱لا و الا احتساب کائنات
لا و الا فتح باب کائنات
۲هر دو تقدیر جهان کاف و نون
حرکت از لا زاید از الا سکون
۳تا نه رمز لااله آید بدست
بند غیر الله را نتوان شکست
۴در جهان آغاز کار از حرف لاست
این نخستین منزل مرد خداست
۵ملتی کز سوز او یک دم تپید
از گل خود خویش را باز آفرید
۶پیش غیر الله «لا» گفتن حیات
تازه از هنگامهٔ او کائنات
۷از جنونش هر گریبان چاک نیست
در خور این شعله هر خاشاک نیست
۸جذبهٔ او در دل یک زنده مرد
می کند صد ره نشین را ره نورد
۹بنده را با خواجه خواهی در ستیز
تخم «لا» در مشت خاک او بریز
۱۰هر کرا این سوز باشد در جگر
هولش از هول قیامت بیشتر
۱۱لا مقام ضربهای پی به پی
این غو رعد است نی آواز نی
۱۲ضرب او هر «بود» را سازد «نبود»
تا برون آئی ز گرداب وجود
۱۳با تو میگویم ز ایام عرب
تا بدانی پخته و خام عرب
۱۴ریز ریز از ضرب او لات و منات
در جهات آزاد از بند جهات
۱۵هر قبای کهنه چاک از دست او
قیصر و کسری هلاک از دست او
۱۶گاه دشت از برق و بارانش بدرد
گاه بحر از زور طوفانش بدرد
۱۷عالمی در آتش او مثل خس
این همه هنگامه «لا» بود و بس
۱۸اندرین دیر کهن پیهم تپید
تا جهانی تازه ئی آمد پدید
۱۹بانگ حق از صبح خیزیهای اوست
هر چه هست از تخم ریزیهای اوست
۲۰اینکه شمع لاله روشن کرده اند
از کنار جوی او آورده اند
۲۱لوح دل از نقش غیر الله شست
از کف خاکش دو صد هنگامه رست
۲۲همچنان بینی که در دور فرنگ
بندگی با خواجگی آمد به جنگ
۲۳روس را قلب و جگر گردیده خون
از ضمیرش حرف «لا» آمد برون
۲۴آن نظام کهنه را برهم زد است
تیز نیشی بر رگ عالم زد است
۲۵کرده ام اندر مقاماتش نگه
لا سلاطین ، لا کلیسا ، لا اله
۲۶فکر او در تند باد «لا» بماند
مرکب خود را سوی «الا» نراند
۲۷آیدش روزی که از زور جنون
خویش را زین تند باد آرد برون
۲۸در مقام «لا» نیاساید حیات
سوی الا می خرامد کائنات
۲۹لا و الا ساز و برگ امتان
نفی بی اثبات مرگ امتان
۳۰در محبت پخته کی گردد خلیل
تا نگردد لا سوی الا دلیل
۳۱ایکه اندر حجره ها سازی سخن
نعره لا پیش نمرودی بزن
۳۲این که می بینی نیرزد با دو جو
از جلال لا اله آگاه شو
۳۳هر که اندر دست او شمشیر لاست
جمله موجودات را فرمانرواست
۳۴