بخش
دفتر دوم جامی
این بخش از «سلسلةالذهب» جامی است و ۷۷ مورد منتشرشده دارد (مثنوی ۷۷).
- مورد منتشرشده
- ۷۷
- صفحه
- ۵
ترتیب: صعودی · نزولی
- ۱۷بخش ۱۷ - اشارت به حال جماعتی که پی به کمال معنی برده اند اما شراب عشق آن جز از جام صورت نخورده اند دایما در کشاکش اند از صورتی خلاص ناشده به دیگری گرفتار شوند اعاذناالله و جمیع المسلمین عن ذلکوان دگر گرچه عاشق صور استلیک معشوقش از صور دگر استخواندن شعر ‹
- ۱۸بخش ۱۸ - شیخ شمس الدین تبریزی شیخ اوحدالدین کرمانی را قدس الله سرهما دید که در هنگامه های دمشق می گردید از وی پرسید که در چه کاری گفت آفتاب را در طشت آب می بینم گفت اگر بر قفا دمل نداری چرا بر آسمانش نمی بینیشمس تبریز دید کاوحد دینکرده نظاره بتان آیینخواندن شعر ‹
- ۱۹بخش ۱۹ - اشارت به جماعتی که اگرچه به مشاهده جمال صورت گرفتار شدند در آن نماندند بلکه آن سبب ترقی ایشان شد به مشاهده جمال معنیوان دگر گرچه بود عشق مجازرهزن عقل و دین او ز آغازخواندن شعر ‹
- ۲۰بخش ۲۰ - اشارت به جماعتی که در مظاهر صوری و معنوی مشهود ایشان جز جمال مطلق حضرت حق جل ذکره نیستوان دگر گرچه سوی صورت روآورد نیست قید صورت اوخواندن شعر ‹
- ۲۱بخش ۲۱ - حاصل جواب عارف از سؤال پسرسخن عارف ستوده سیرچون به اینجا رسید پیش پسرخواندن شعر ‹
- ۲۲بخش ۲۲ - سؤال دیگر از جانب پسر و جواب عارفپس پسر گفت ایهاالعارفاز مقامات عاشقی واقفخواندن شعر ‹
- ۲۳بخش ۲۳ - حکایت بر سبیل تمثیلهوشمندی بدید مجنون راآن ز فرمان عقل بیرون راخواندن شعر ‹
- ۲۴بخش ۲۴ - اشارت به آنکه تعلق خاطر طالبان راه حق که به آثار کونیه و تأمل در آن و توسل به آن در معرفت ذات و صفات حق سبحانه از این قبیل استهست ازین جمله آنکه اهل نظرکه ندوزند چشم دل ز اثرخواندن شعر ‹
- ۲۵بخش ۲۵ - در بیان آنکه روش عارف به خلاف ارباب فکر و نظر از مؤثر است به اثرروش عارف نکو رفتاراز مؤثر بود سوی آثارخواندن شعر ‹
- ۲۶بخش ۲۶ - حکایت بر سبیل تمثیلقطره ای از تموج دریادر زمستان فتاد بر صحراخواندن شعر ‹
- ۲۷بخش ۲۷ - قصه حکیمی که به واسطه مشاهده خرق عادت از اولیاء علم وی به جهل برآمدیافت ناگاه آن حکیمک راهپیش جمعی از اولیاء اللهخواندن شعر ‹
- ۲۸بخش ۲۸ - رجوع به تمامی تمثیلقطره چون آب شد به تابستانگشت آن آب سوی بحر روانخواندن شعر ‹
- ۲۹بخش ۲۹ - اشارت به اصحاب مکاشفه که تجلی صفات استآن یکی در مجالی اشیابه صفت های حق بود بیناخواندن شعر ‹
- ۳۰بخش ۳۰ - اشارت به ارباب مشاهده که تجلی ذات استوان دگر جمله را یک آینه دیدکه خدا را در آن معاینه دیدخواندن شعر ‹
- ۳۱بخش ۳۱ - اشارت به قربات اربع که مراتب ولایت است یعنی قرب نوافل و قرب فرایض و مقام جمع الجمع که مرتبه قاب قوسین است و مقام جمع احدیت که مرتبه اؤ ادنی است و خاصه پیغمبر ماست صلی الله علیه و سلم و کمل ورثه ویهر که را دیده نی به حق بیناستدیده او به دید حق نه سزاستخواندن شعر ‹
- ۳۲بخش ۳۲ - حکایت بر سبیل تمثیلیک منک گوشت داد خواجه به زنکش بپز زود بهر طعمه منخواندن شعر ‹
