بخش
دفتر دوم جامی
این بخش از «سلسلةالذهب» جامی است و ۷۷ مورد منتشرشده دارد (مثنوی ۷۷).
- مورد منتشرشده
- ۷۷
- صفحه
- ۵
ترتیب: صعودی · نزولی
- ۳۳بخش ۳۳ - اشارت به تقسیم حیرت محمود و مذموممعنی حیرت ار شود مقسومغیر محمود نیست یا مذمومخواندن شعر ‹
- ۳۴بخش ۳۴ - حکایت آن زن که در دیار مصر سی سال در مقام حیرت بر یک جای بمانددر نواحی مصر شیر زنیهمچو مردان مرد خود شکنیخواندن شعر ‹
- ۳۵بخش ۳۵ - در بیان آنکه روی عاشق اول به سوی خویش است و بعد از آن به سوی معشوق و در آخر کار به سوی عشقروی عاشق نخست در خویش استدل او از برای خود ریش استخواندن شعر ‹
- ۳۶بخش ۳۶ - قصه آن مخنث که از روزن در منظری افتاد و از آنجا در خانه سفلی و از آنجا در سردابه ای و از آنجا در چاهی چون در سردابه افتاد بانگ کرد که ای خداوندان سرای، سرای شما زمین نداردآن مخنث به بام همسایهرفت از همت فرومایهخواندن شعر ‹
- ۳۷بخش ۳۷ - اشارت به معنی آنچه رسول صلی الله و علیه و سلم فرموده است که الدنیا ملعونة و ملعون ما فیها الا ذکر الله سبحانههست قول نبی که دنیی دونوانچه جز ذکر ایزد بیچونخواندن شعر ‹
- ۳۸بخش ۳۸ - حکایت پیر همدانی که از پسر پرسید که هرگز ریش گاو بوده ای و سؤال پسر که ریش گاو کیست و جواب دادن پدر که آن کس که بامداد از خانه بدر آید گوید امروز گنجی یابم، پسر گفت ای پدر تا من بوده ام ریش گاو بوده امبا پسر گفت پیری از همدانکای در اطوار کار خود همه دانخواندن شعر ‹
- ۳۹بخش ۳۹ - در بیان آنکه چون عاشق ظلمت وایه های نفس بداند روی از خود بگرداند و در معشوق آوردعاشق صدق جو چو دریابدظلمت خود ز خود عنان تابدخواندن شعر ‹
- ۴۰بخش ۴۰ - قصه آن گلخنی که در مشاهده جمال شاهزاده آتش در ژنده اش گرفت و از ژنده به تنش رسید و وی از همه بی خبر بوداز رخ شاهزاده گلخنیییافت در دل ز مهر روشنییخواندن شعر ‹
- ۴۱بخش ۴۱ - در بیان آنکه چون عشق به مرتبه کمال رسد روی عاشق را از معشوق نیز بگرداند و در خود کندعشق عاشق چو سر کشد به کمالشود از غیر عشق فارغ بالخواندن شعر ‹
- ۴۲بخش ۴۲ - حکایت مجنونعشق مجنون بدین مقام رسیداز تک و پوی و گفت و گوی رهیدخواندن شعر ‹
- ۴۳بخش ۴۳ - مناجاتای فروغ جمال تو خوبانپرتو خوبی تو محبوبانخواندن شعر ‹
- ۴۴بخش ۴۴ - قصه عاشق شدن صاحب فتوحات مکیه قدس الله تعالی سره که عشق مفرط از دل وی سر زده بود و معشوق معین و معلوم نیپیر توحید شیخ محیی الدینآفتاب سپهر کشف و یقینخواندن شعر ‹
- ۴۵بخش ۴۵ - قصه خواب دیدن علی بن موفق معروف کرخی و بشر حافی و احمد بن حنبل را قدس الله تعالی ارواحهمشب علی موفق آن شه دینرفت در خواب سوی خلد برینخواندن شعر ‹
- ۴۶بخش ۴۶ - قصه مشاهده کردن شیخ علی رودباری قدس سره مردن آن مرقع پوش شوریده حال را در محبت آن جوان مغرور به حسن و جمالبوعلی رودباری آن شه دینخسرو بارگاه صدق و یقینخواندن شعر ‹
- ۴۷بخش ۴۷ - قصه عاشق شدن آن دختر ترسا بر آن جوان مسلمان و در مفارقت وی بر بستر مرگ افتادن و جان دادناز صف صوفیان سبک سیریدر سیاحت گذشت بر دیریخواندن شعر ‹
- ۴۸بخش ۴۸ - قصه عاشق شدن کنیزک خلیفه بغداد بر غلام وی و از استیلای عشق وی خود را در دجله انداختننوبهاران خلیفه بغدادبزم عشرت به طرف دجله نهادخواندن شعر ‹
