بخش
دفتر سوم جامی
این بخش از «سلسلةالذهب» جامی است و ۵۱ مورد منتشرشده دارد.
- مورد منتشرشده
- ۵۱
- صفحه
- ۴
ترتیب: صعودی · نزولی
- ۱۷بخش ۱۷ - حکایت پادشاهی که گوش وی گرفته بود و سامعه وی خلل پذیرفته و بر ناشنیدن آواز دادخواهان و سؤال محتاجان تأسف می خورد و اظهار تلهف می کردبر در بارگاه یا سر راهداد خواهد ز من به ناله و آهخواندن شعر ‹
- ۱۸بخش ۱۸ - در بیان آنکه شهوت که به وایه طبع و کام نفس گرفتاری است دون پایه دولت سلطنت و جهانداری استدل شه چون هوا پرست بودملک دین را ز وی شکست بودخواندن شعر ‹
- ۱۹بخش ۱۹ - حکایت شبروی محمود غزنوی و از هر کس خبر بدی و نیکی خود پرسیدن و از بدی بریدن و بر نیکی آرمیدنشب که رهبان دیر شماسیتازه کردی لباس عباسیخواندن شعر ‹
- ۲۰بخش ۲۰ - حکایت دعا کردن پادشاه ترمذ که تا از کنیزکی که به محبت وی از تدبیر ملک بازمانده بود خلاصی یابدشاه ترمذ کنیزکی زیباداشت دلکش چو نقش بر دیباخواندن شعر ‹
- ۲۱بخش ۲۱ - در بیان غضب که آتش طبع افروختن است و خرمن دین و دنیا سوختنبه غضب جان هیچ کس مخراشحرف آسایش از دل متراشخواندن شعر ‹
- ۲۲بخش ۲۲ - رسیدن پیغمبر صلی الله علیه و سلم به گروهی و از ایشان پرسیدن که در چه کارید و جواب گفتن ایشاندر رهی می گذشت پیغمبربا گروهی ز دوستان همبرخواندن شعر ‹
- ۲۳بخش ۲۳ - حکایت شکایت آن پادشاه از استیلای صفت غضب بر وی پیش آن حکیم و معالجه فرمودن حکیم آن رابود شاهی به فضل و دانش و رایراحت جان بندگان خدایخواندن شعر ‹
- ۲۴بخش ۲۴ - حکایت آن ساقی که در مجلس نوشیروان گستاخی کرد و عفو کردن نوشیروان آن گستاخی را از ویبشنو این قصه را که نوشروانروزی از باده خواست نوش روانخواندن شعر ‹
- ۲۵بخش ۲۵ - گفتار در فضیلت جود و کرمپیش سوداییان تخت و جلالنیست جز تاج جود رأس المالخواندن شعر ‹
- ۲۶بخش ۲۶ - حکایت معامله و مقاوله حکم با زنزد حکیمی به حکم جود قدمریخت در جیب زن هزار درمخواندن شعر ‹
- ۲۷بخش ۲۷ - حکایت رحم کردن نوشیروان بر آن پیرزن ناتوان که به کوزه ای نادرست دست و روی خود می شستخواست تا آفتابه زر خویشبه بر او فرستد از بر خویشخواندن شعر ‹
- ۲۸بخش ۲۸ - حکایت سنجر و بخشیدن منقل پر لعل و گوهرسنجر بن ملکشه آن شه رادکه در جود بر زمانه گشادخواندن شعر ‹
- ۲۹بخش ۲۹ - قصه حاتم و آن بند از پای اسیری گشادن و بر پای خود نهادنحاتم آن بحر جود و کان عطاروزی از قوم خویش ماند جداخواندن شعر ‹
- ۳۰بخش ۳۰ - گفتار در مذمت بخلبخل قفلیست بر خزینه شاهتا کند دست شاه ازان کوتاهخواندن شعر ‹
- ۳۱بخش ۳۱ - حکایت آنچه رسول صلی الله علیه و سلم در حق آن زن بخیل گفته استشد به پیش رسول بیوه زنیاز نهال قبول میوه کنیخواندن شعر ‹
- ۳۲بخش ۳۲ - حکایت پسر یحیی برمکی و صفت بخل ویداشت یحیای برمکی پسریبلکه فرزند بخل را پدریخواندن شعر ‹
