غزلیات

شمارهٔ ۱۰۰۱ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

هر دم به دیده دگری خانه می کنی

هم خانگی به مردم بیگانه می کنی

۱

دل را نشان به زاویه هجر می دهی

دیوانه را مقام به ویرانه می کنی

۲

دستم گرفته غوطه دهی در خم ای سپهر

چون خاک قالبم گل پیمانه می کنی

۳

ای شمع بزم حسن تو را گرم می کند

دلسوزیی که بر سر پروانه می کنی

۴

می پروری ز گریه دلا مهر خال او

از فیض ابر تربیت دانه می کنی

۵

بگشا گره ز طره مشکینش ای صبا

تا چند جعد سنبل تر شانه می کنی

۶

جامی دگر به مدرسه رفتن وظیفه نیست

وقت است اگر عزیمت میخانه می کنی

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: می کنیقافیه: ـانه۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. کنیکنی
  2. دهیکنی
  3. سپهرکنی
  4. کندکنی
  5. اوکنی
  6. صباکنی
  7. نیستکنی

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.