غزلیات

شمارهٔ ۱۰۰۰ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

تا کیم خاطر آسوده به غم رنجه کنی

جان فرسوده ام از تیغ ستم رنجه کنی

۱

گفته ای کم کنمت رنجه چه رنجی بسیار

رنجش من همه آن ست که کم رنجه کنی

۲

گرچه دیده ست بسی رنج ز چشمم قدمت

چشم بر راه تو دارم که قدم رنجه کنی

۳

از غم نامه و نام تو خرابم چه شود

که به حرفی دو سه یک بار قلم رنجه کنی

۴

تنگ شد شهر وجود از تو رقیبا بر من

قدم آن به که به صحرای عدم رنجه کنی

۵

ستم از دست تو باشد کرم آن دولت کو

که تو دستی پی قتلم ز کرم رنجه کنی

۶

جامی از دیده قدم کن چه روی بر در یار

حیف باشد که به پا خاک حرم رنجه کنی

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: رنجه کنیقافیه: ـم۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. کنیکنی
  2. بسیارکنی
  3. قدمتکنی
  4. شودکنی
  5. منکنی
  6. کوکنی
  7. یارکنی

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.