غزلیات

شمارهٔ ۱۰۰۳ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

تا کی از خلق اسیر غم بیهوده شوی

از همه رو به خدا آر که آسوده شوی

۱

روز و شب در نظرت موج زنان بحر قدم

حیف باشد که به لوث حدث آلوده شوی

۲

مس قلبی چه تکاسل کنی اکسیر طلب

زان چه حاصل که به تلبیس زراندوده شوی

۳

خواب بگذار که در انجمن زنده دلان گر

شوی دیده ور از دیده نغنوده شوی

۴

مکن ای خواجه درشتی که درین تیره مغاک

تا زنی چشم به هر زیر قدم سوده شوی

۵

سعی در کاستن هستی خود کن که چو ماه

گر شوی کاسته شک نیست که افزوده شوی

۶

جامی از فقر نسیمی به مشامت نرسد

تا خوش از بوده و غمناک ز نابوده شوی

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: شویقافیه: ـوده۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. شویشوی
  2. قدمشوی
  3. طلبشوی
  4. گرشوی
  5. مغاکشوی
  6. ماهشوی
  7. نرسدشوی

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.