جانا چه شد که پرسش یاران نمی کنی
درمان درد سینه فگاران نمی کنی
۱دامن ز قطره های سرشکم نمی کشی
همچون گل احتراز ز باران نمی کنی
۲بر من هزار تیغ جفا راندی و خوشم
کین لطف با یکی ز هزاران نمی کنی
۳شیران همه شکار غزالان شوخ تو
جز قصد صید شیر شکاران نمی کنی
۴ای گل بخند خرم و خوش گرچه رحمتی
بر گریه های ابر بهاران نمی کنی
۵جام می است لعل تو لیکن به جرعه ای
زان جام یاد باده گساران نمی کنی
۶جامی برآی لاله صفت خوش به داغ دل
چون ترک عشق لاله عذاران نمی کنی
۷