غزلیات

شمارهٔ ۱۰۱۲ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

اغیار را مدام می از جام زر دهی

چون دور ما رسد همه خون جگر دهی

۱

جانم ز شوق سوخت چه باشد اگر گهی

بویی ز پیرهن به نسیم سحر دهی

۲

ای باد اگر کنی سوی آن آستان گذر

از من هزار بوسه بر آن خاک در دهی

۳

ور در حریم حرمت او بار باشدت

از حال خستگان فراقش خبر دهی

۴

بیماری مرا نتواند کسی علاج

خیز ای طبیب چند مرا درد سر دهی

۵

ساقی شتاب کن که بود محنت فراق

گردد فرامش ار دو سه جام دگر دهی

۶

جامی به جان رسید ز غم کاش ای اجل

از جام مرگ شربت او زودتر دهی

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: دهیقافیه: ـر۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. دهیدهی
  2. گهیدهی
  3. گذردهی
  4. باشدتدهی
  5. علاجدهی
  6. فراقدهی
  7. اجلدهی

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.