ای عمر گرانمایه و ای جان گرامی
جانم به فدایت ز کجایی و چه نامی
۱کردیم دل و دیده مقام تو ولی نیست
معلوم که با خسته دلان در چه مقامی
۲دمساز سگان در خود صد رهم افزون
دیدی و نگفتی که ازین خیل کدامی
۳بر روی زمین حیف بود آن کف پا حیف
بر دیده من نه قدم آن دم که خرامی
۴غم نیست اگر ماه ملک نیمه نمانده ست
رخساره برافروز که ما را تو تمامی
۵زاهد نشد آگاه ز اسرار خرابات
ادراک وقایع نکند مردم عامی
۶هرگز نکند آرزوی خلعت شاهی
جامی که رسید از تو به تشریف غلامی
۷