غزلیات

شمارهٔ ۹۹۷ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

آسوده دلا حال دل زار چه دانی

خوان خواری عشاق جگرخوار چه دانی

۱

شب تا به سحر خفته به خلوتگه نازی

بی خوابی این دیده بیدار چه دانی

۲

هرگز نخلیده به کف پای تو خاری

آزردگی سینه افگار چه دانی

۳

ای فاخته پروازکنان بر سر سروی

درددل مرغان گرفتار چه دانی

۴

کار دل رندان بلا دیده بود عشق

ای زاهد مغرور تو این کار چه دانی

۵

نادیده ز خاک ره او کحل بصیرت

با بی بصری لذت دیدار چه دانی

۶

جامی تو و جام می و بیهوشی و مستی

راه و روش مردم هشیار چه دانی

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: چه دانیقافیه: ـار۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. دانیدانی
  2. نازیدانی
  3. خاریدانی
  4. سرویدانی
  5. عشقدانی
  6. بصیرتدانی
  7. مستیدانی

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.