غزلیات

شمارهٔ ۹۷۶ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

دل برد ز من فتنه گری عشوه نمایی

زرین کمری کج کلهی تنگ قبایی

۱

در حسن و ملاحت چه پریچهره نگاری

در سرکشی و ناز چه شوخی چه بلایی

۲

من کی به وصالش رسم این بس که به راهش

روزی که شوم خاک ببوسم کف پایی

۳

سوزی که مرا بر جگر از آتش عشق است

جز شربت مرگش نبود هیچ دوایی

۴

روزی که شوم خاک و برد باد به هر سو

یابند به هر ذره من بوی وفایی

۵

داری سر خونریز من اینک کفن و تیغ

با حکم تو کس را نرسد چون و چرایی

۶

باشد غم هجر تو به خونابه بر آن نقش

گر از سر خاکم بدمد برگ گیایی

۷

تو خنده زنان می گذری بی خبر از من

من گریه کنان می کنم از دور دعایی

۸

یارب به چه خرسند شود جامی بیدل

روزی که نیاید ز تو تشریف جفایی

۹

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـایی۹ از ۹ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. نماییقبایی
  2. نگاریبلایی
  3. راهشپایی
  4. استدوایی
  5. سووفایی
  6. تیغچرایی
  7. نقشگیایی
  8. مندعایی
  9. بیدلجفایی

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.