هیچ شب بی تو دلم ناله به گردون نکشید
که به رویم رقم از اشک جگرگون نکشید
۱کس حریف من میخواره نشد بی لب تو
کز کف ساقی چشمم قدح خون نکشید
۲دل چو پرگار شد از دست تو سرگشته ولی
پای از دایره عشق تو بیرون نکشید
۳کوه را یافت هم آواز خود اندر غم ازان
کوهکن بار دل خویش به هامون نکشید
۴جان که من می کنم از هجر تو فرهاد نکند
آنچه من می کشم از عشق تو مجنون نکشید
۵می کشد دل سوی دل ای که دلم جز سوی تو
نکشیده ست تو را دل سوی من چون نکشید
۶مدعی نکته سنجیده جامی نشنید
طبع موزون چو نبودش سوی موزون نکشید
۷