غزلیات

شمارهٔ ۳۵۸ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

شب دل سوخته آهی ز سر درد کشید

صبح بشنید همان دم نفس سرد کشید

۱

من و جام می و شکر کرم پیر مغان

که به میخانه مرا همت آن مرد کشید

۲

دارم از دوست غباری که چو من گرد شدم

در ره او ز چه رو دامن ازین درد کشید

۳

ماه در خط شود از رشک تو زینسان که رخت

گرد خورشید خط غالیه پرورد کشید

۴

روز بازار رخ خوب تو چون دید فلک

رقم حسن چرا بر مه شبگرد کشید

۵

مژه خواهد که کند قصه هجران تحریر

کین همه جدول خونین به رخ زرد کشید

۶

جامیا دل به غم و درد نه اندر ره عشق

که نشد مرد ره آن کس که نه این درد کشید

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: کشیدقافیه: ـرد۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. کشیدکشید
  2. مغانکشید
  3. شدمکشید
  4. رختکشید
  5. فلککشید
  6. تحریرکشید
  7. عشقکشید

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.