غزلیات

شمارهٔ ۳۹۴ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

با تو آنان که حدیث چو منی می گویند

پیش جان قصه فرسوده تنی می گویند

۱

من نه آنم که کسی پیش تو گوید سخنم

بهر تسکین دل من سخنی می گویند

۲

عندلیبان ز سر سرو به آواز بلند

ذکر بالای تو در هر چمنی می گویند

۳

نکشد خاطر من جز به تو هر جا که کسان

سخن عشوه گری غمزه زنی می گویند

۴

کوه غم های تو را می کنم از تیشه صبر

منم امروز اگر کوهکنی می گویند

۵

با تو نازک بدن آنها که ز گل یاد کنند

پیش یوسف سخن پیرهنی می گویند

۶

سوز جامی نشد ای شمع هنوزت روشن

گرچه آن قصه به هر انجمنی می گویند

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: می گویندقافیه: ـنی۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. گویندگویند
  2. سخنمگویند
  3. بلندگویند
  4. کسانگویند
  5. صبرگویند
  6. کنندگویند
  7. روشنگویند

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.