غزلیات

شمارهٔ ۳۹۳ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

با تو آن کس که ز هر جا سخنی می گوید

حیفم آید که حدیث چو منی می گوید

۱

هیچ کس سر دهانت به حقیقت نشناخت

هر کسی بهر دل خود سخنی می گوید

۲

بر سر خاک شهیدان تو هر لاله جدا

شرح داغ دل خونین کفنی می گوید

۳

شمع را شعله زد آتش به زبان بس که ز سوز

حال پروانه به هر انجمنی می گوید

۴

وصف رخسار و قد توست که در هر چمنی

بلبلی قصه سرو و سمنی می گوید

۵

من به نام تو خوشم ذکر زبان باد به خیر

کش چو تسبیح به هر دمزدنی می گوید

۶

گفته جامی ازان همچو شکر شیرین است

که ز شوق لب شیرین دهنی می گوید

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: می گویدقافیه: ـنی۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. گویدگوید
  2. نشناختگوید
  3. جداگوید
  4. سوزگوید
  5. چمنیگوید
  6. خیرگوید
  7. استگوید

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.