غزلیات

شمارهٔ ۴۰۵ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

صبح ما از تو به غم شام به ماتم گذرد

صبح و شام کسی از عشق چنین کم گذرد

۱

نازنین طبع تو را از گله چون رنجانم

هر چه کردی بگذشت آنچه کنی هم گذرد

۲

کیست آگاه ز حال دل در هم شدگان

جز نسیمی که بر آن طره در هم گذرد

۳

لذت زخم خدنگ تو نداند هرگز

هر که در سینه اش اندیشه مرهم گذرد

۴

جویها بین به رخ افتاده من گریان را

بس که از دیده به رو سیل دمادم گذرد

۵

مکن افسانه ما گوش که این مایه غم

حیف باشد که بر آن خاطر خرم گذرد

۶

گر بود جای گذر گرد درت جامی را

جامی آن دارد اگر از همه عالم گذرد

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: گذردقافیه: ـم۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. گذردگذرد
  2. رنجانمگذرد
  3. شدگانگذرد
  4. هرگزگذرد
  5. راگذرد
  6. غمگذرد
  7. راگذرد

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.