غزلیاتشمارهٔ ۵۹۰ جامیشاعرجامیمجموعهغزلیاتقالبغزلوزنمفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)منبعویکیدرجآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعراشعار همقافیهنمای کتابیکارت تصویریای دل ز دست برده به مشکین خط خودمیکبار یاد کن به دو انگشت کاغذم۱جمعیت من از تو مثنی شود اگرروزی کنی عزیز به یک لفظ مفردم۲گردم به سر چو خامه جهان را ز دست توگر خط دلکش تو نسازد مقیدم۳تشدیدوار اگر چه نهی اره ام به فرقیابی در اتحاد چو حرف مشددم۴شستم کتاب عشق به تدبیر عقل و بازخط تو می برد به سر درس ابجدم۵دل از ره خیال زند نقب اگر چه بختدیوار کرد سوی تو راه شد آمدم۶جامی به عیش کوش که این شیوه قدیمتجدید یافت از سخنان مجددم۷