غزلیات

شمارهٔ ۶۲۱ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

من آن نیم که زبان را به هرزه آلایم

به مدح و ذم خسان نوک خامه فرسایم

۱

حدیث سفله خزف، عقد گوهر است سخن

زهی سفه که من این را به آن بیارایم

۲

به ژاژ خاییم از دست رفت مایه عمر

کنون ز حسرت آن پشت دست می خایم

۳

ز شعر شعر کزین پیش بافتم امروز

جز آب دیده و خون جگر نپالایم

۴

فضای ملک سخن گرچه قاف تا قاف است

ز فکر قافیه هر لحظه تنگ می آیم

۵

سخن چو باد و من از فاعلات و مفعولات

ذراع کرده شب و روز بادپیمایم

۶

سحر به ناطقه گفتم که ای به رغم حسود

به کارگاه سخن گشته کارفرمایم

۷

کشم ز طبع سخن سنج رنج رخصت ده

که سر به جیب خموشی کشم بیاسایم

۸

جواب داد که جامی تو گنج اسراری

روا مدار کزین گنج قفل نگشایم

۹

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـایم۸ از ۹ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • برخی مصرع‌ها از الگو پیروی نمی‌کنند

پایان مصرع‌ها

  1. آلایمفرسایم
  2. سخنبیارایم
  3. عمرخایم
  4. امروزنپالایم
  5. استآیم
  6. مفعولاتبادپیمایم
  7. حسودکارفرمایم
  8. دهبیاسایم
  9. اسرارینگشایم

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.