غزلیات

شمارهٔ ۶۴۰ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

اگر چه پاره شد از غم هزار باره دلم

گرفت خو به فراق تو پاره پاره دلم

۱

چو شد ز خون جگربسته روزن دیده

ز چاک سینه رخت را کند نظاره دلم

۲

ستاره ای ست سرشکم که در شب هجران

برد به شهر عدم راه ازان ستاره دلم

۳

به دور ساغر لعلت درست کی ماند

اگر بود چو دلت فی المثل ز خاره دلم

۴

اگر شمار اسیران زلف خویش کنی

مباد آنکه نیاید درین شماره دلم

۵

هوای وصل تو باز آردش اگر صد بار

جهد ز آتش عشق تو چون شراره دلم

۶

مگو که قطره خون در کنار جامی چیست

چو دیده موج زد افتاد در کناره دلم

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: دلمقافیه: ـاره۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. دلمدلم
  2. دیدهدلم
  3. هجراندلم
  4. مانددلم
  5. کنیدلم
  6. باردلم
  7. چیستدلم

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.