غزلیات

شمارهٔ ۶۳۹ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

چنین کافتاده دور از جان خویشم

چگونه زنده ام حیران خویشم

۱

به وصلم گر نداری زنده این بس

که بینی کشته هجران خویشم

۲

ندارد تاب مرهم سینه ریش

کرم کن زخمی از پیکان خویشم

۳

ربودی دل ز من جان و خرد نیز

وز این پس در غم ایمان خویشم

۴

ز سیلاب مژه شد خانه ام پست

خراب دیده گریان خویشم

۵

سگم خوان و استخوانی ده کیم من

که خوانی میهمان بر خوان خویشم

۶

بر آن در ناله کردم گفت جامی

مده دردسر از افغان خویشم

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: خویشمقافیه: ـان۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«خویشم» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. خویشمخویشم
  2. بسخویشم
  3. ریشخویشم
  4. نیزخویشم
  5. پستخویشم
  6. منخویشم
  7. جامیخویشم

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.