چه گویم کز غمت چون می طپد دل
چو صید غرقه در خون می طپد دل
۱ز روی لطف دستی بر دلم نه
ببین کز دست تو چون می طپد دل
۲ز مرغی کافتد اندر دام صیاد
مرا در زلفت افزون می طپد دل
۳چو آن ماهی که بیرون افتد از آب
ز بزم وصل بیرون می طپد دل
۴گر از یک جانب آمد عشق چون است
که لیلی را چو مجنون می طپد دل
۵نخستین جنبش آمد جنبش عشق
حریفان را نه اکنون می طپد دل
۶پی تسکین جامی بوسه ای بخش
که امروزش دگرگون می طپد دل
۷