غزلیات

شمارهٔ ۶۳۸ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

به ناز برمشکن چون نیازمند توییم

ترحمی که اسیر خم کمند توییم

۱

سواره دی بگذشتی و ما هنوز از شوق

نهاده روی به خاک سم سمند توییم

۲

بسوز جان و دل ما برای دیده بد

که بی نظیر جهانی و ما سپند توییم

۳

چه حاجت است به زنجیر پای ما بستن

که ما به سلسله عشق پایبند توییم

۴

غرض ز دنیی و عقبی قبول خاطر توست

ز رد غیر چه باک است اگر پسند توییم

۵

نهال عمر ز باد اجل فتاد از پای

هنوز ما به هوای قد بلند توییم

۶

به جام جم نکنیم التفات چون جامی

چنین که مست می لعل نوشخند توییم

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: توییمقافیه: ـند۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. توییمتوییم
  2. شوقتوییم
  3. بدتوییم
  4. بستنتوییم
  5. توستتوییم
  6. پایتوییم
  7. جامیتوییم

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.