شب تا به سحر گرد سر کوی تو پویم
با آن در و دیوار غم و درد تو گویم
۱پایم به رهت سود و کنون در پی آنم
کز دیده کنم پای و ز سر راه تو پویم
۲چون لاله اگر خاک شوم بی گل رویت
با داغ تو بار دگر از خاک برویم
۳تا باد چمن نکهتی از پیرهنت یافت
بوی تو دهد هر گل و نسرین که ببویم
۴حیف است به خون دلم آلوده خدنگت
بر چشم تر انداز کش از گریه بشویم
۵تا روی تو دیدم منم و اشک دمادم
بنگر که چها می رسد از دیده به رویم
۶درددل جامی شود افزون ز مداوا
این درد که را گویم و درمان ز که جویم
۷