غزلیاتشمارهٔ ۶۴۸ جامیشاعرجامیمجموعهغزلیاتقالبغزلوزنفاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)منبعویکیدرجآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعراشعار همقافیهنمای کتابیکارت تصویریعاشقم بیچاره ام درمانده امبی دل و بی دین ز دلبر مانده ام۱عاشقی با خواب و خور ناید درستلاجرم بی خواب و بی خور مانده ام۲تا چو جام می ز دستم رفته ایبا دل پر خون چو ساغر مانده ام۳روز و شب در انتظار مقدمتچشم بر ره گوش بر در مانده ام۴چون زدی تیغی مکن بس زانکه منزنده بهر تیغی دیگر مانده ام۵رفته ام در باغ وز شوق قدتروی بر پای صنوبر مانده ام۶جامی از من سجده طاعت مجویچون من اکنون پیش بت سرمانده ام۷