نام آن ماه ندانم ز که نامش پرسم
در دلم ساخت مقام از که مقامش پرسم
۱صد سخن بر سر راهش کنم اندیشه ولی
چون رسد هیچ ندانم ز کدامش پرسم
۲از گلم ساز یکی مرغ خدا را که پرم
سوی مرغان و ره گوشه بامش پرسم
۳می برد پرسش و پیغام منش پیک صبا
ای خوش آن روز که بی پیک و پیامش پرسم
۴هرگز آن سرو به سویم نخرامید به لطف
روم از سرو چمن لطف خرامش پرسم
۵ره بدان دانه خال ار نبرم کاش دهد
دست کز حال دل مانده به دامش پرسم
۶کند آغاز سخن زان لب میگون جامی
من مخمور چو وصف می و جامش پرسم
۷