غزلیاتشمارهٔ ۹۳۲ جامیشاعرجامیمجموعهغزلیاتقالبغزلوزنفعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)منبعویکیدرجآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعراشعار همقافیهنمای کتابیکارت تصویریای که از شاخ گل لطیف تریروی خود بین به گل چه می نگری۱خاک پایت شدن چه سود کندچون تو از سرکشی نمی گذری۲گر ز اغیار پوشمت چه عجبکه مرا چشم روشن دگری۳یار با ما و ما به گرد جهانآه ازین غافلی و بی خبری۴ره به کوی وصال آسان استگر کند نور عشق راهبری۵شیر گردون نشایدم سگ کویگر مرا از سگان خود شمری۶جامی از بندگان خاصه توستنیست زین عاشقان دربدری۷