الله الله چه شوخ دیده کسی
که به فریاد هیچ کس نرسی
۱من تو را خواهم از دو عالم و بس
کز دو عالم همین مرا تو بسی
۲از توام جز تو آرزویی نیست
انت سولی و انت ملتمسی
۳چون نی از خویشتن تهی شده ام
با تو دارم هوای هم نفسی
۴کرده عشق تو در ولایت دل
روزها شحنگی و شب عسسی
۵بلبلا ناله کن ز فرقت گل
که گرفتار مانده در قفسی
۶جامی از عشق نیکوان بازآی
عمر بگذشت چند بوالهوسی
۷