سایر اشعار

شمارهٔ ۴ - فی منقبت سیدالشهداء سلام الله علیه جامی

شاعر
جامی
وزن
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

کردم ز دیده پای، سوی مشهد حسین

هست این سفر به مذهب عشاق فرضِ عین

۱

خدام مرقدش به سرم گر نهند پای

حقا که بگذرد سرم از فَرق فَرقَدَین

۲

کعبه به گرد روضه او می کند طواف

رَکْبَ الحَجیج! اَینَ تَروحون؟ اَین ؟ اَین ؟

۳

از قاف تا به قاف پر است از کرامتش

آن به که حیله جوی کند ترک شَید و شَین

۴

آن را که بر عذار بود جعد مشکبار

از موی مستعار چه حاجت به زیب و زین

۵

جامی گدای حضرت او باش تا شود

با راحت وصال مبدل عذابِ بَین

۶

می ران ز دیده سیل که در مشرب کریم

باشد قضای حاجت سایل ادای دین

۷

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ سایر اشعار (۷ شعر) قرار دارد.