کردم ز دیده پای، سوی مشهد حسین
هست این سفر به مذهب عشاق فرضِ عین
۱خدام مرقدش به سرم گر نهند پای
حقا که بگذرد سرم از فَرق فَرقَدَین
۲کعبه به گرد روضه او می کند طواف
رَکْبَ الحَجیج! اَینَ تَروحون؟ اَین ؟ اَین ؟
۳از قاف تا به قاف پر است از کرامتش
آن به که حیله جوی کند ترک شَید و شَین
۴آن را که بر عذار بود جعد مشکبار
از موی مستعار چه حاجت به زیب و زین
۵جامی گدای حضرت او باش تا شود
با راحت وصال مبدل عذابِ بَین
۶می ران ز دیده سیل که در مشرب کریم
باشد قضای حاجت سایل ادای دین
۷