غزلیات

شمارهٔ ۱۶۲ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

مرا بر نوک مژگان بس که خون دل جگر بندد

به رویت مردم چشم مرا راه نظر بندد

۱

مزن آتش به من ای مه ز داغ هجر خویش امشب

مبادا دود من راه دمیدن بر سرح بندد

۲

کشد لطف نقابم گاه و گه حرمان دیدارت

چو زلفت بر گل سوری نقاب از مشک بربندد

۳

رگ جانم ز ذوق آن میان شد با کمر همبر

چو باشد از میان محروم خود را بر کمر بندد

۴

چو نگشاید دل عاشق بجز در صحبت جانان

همان به کو در صحبت به روی خلق دربندد

۵

به تلخی می‌گشا گه‌گه دهان در ناسزای من

ز شیرینی مبادا آن دو لب بر یکدگر بندد

۶

چو جامی وصف آن لب‌ها نویسد رشحه کلکش

شود جلاب قند ناب و بر کاغذ شکر بندد

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـبندد۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. بنددبندد
  2. امشببندد
  3. دیدارتبربندد
  4. همبربندد
  5. جاناندربندد
  6. منبندد
  7. کلکشبندد

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۲۹۶ شعر) قرار دارد.