غزلیات

شمارهٔ ۱۷۴ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

ندارم دریغ از غمت هیچ چیز

که مهمان ناخوانده باشد عزیز

۱

اگر بستیت کلک شاپور نقش

شدی خسروت بنده، شیرین کنیز

۲

پی قیمت چون تو سیمینبری

بود گنج زر کمتر از یک پشیز

۳

بود مزرع همت عاشقان

برون از حساب جریب و قفیز

۴

دلا خواهی از عاشقی بر خوری

بشوی از همه دست وز خویش نیز

۵

به سیل فنا ده همه رخت و پخت

به موج بلاکش همه چیز و میز

۶

ببر جامی از چرپ و شیرین دهر

چو طفلان مکن میل جوز و مویز

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـیز۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. چیزعزیز
  2. نقشکنیز
  3. سیمینبریپشیز
  4. عاشقانقفیز
  5. خورینیز
  6. پختمیز
  7. دهرمویز

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۲۹۶ شعر) قرار دارد.