غزلیات

شمارهٔ ۳۸۲ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

رفتی و دیده ام به وداع تو خون فشان

جان و دل از قفای تو در خاک و خون کشان

۱

ای چشمه حیات ز شوق تو سوختم

بازآ روان و آتش شوقم فرونشان

۲

دل بسته هوس چه زنم لاف عشق تو

کار مهوسان نبود مهر مهوشان

۳

عاشق کجا به باده برد لب چنین که هست

از ساغر خیال لبت مست و سرخوشان

۴

سیراب اگر نمی کنیم از زلال وصل

باری ز جام لعل خودم جرعه ای چشان

۵

تیر تو را کسان ز دل و جان نشان دهند

ندهد کس از بتان دگری را چنین نشان

۶

جامی چو یار تنگ قبا زد رهت بگیر

دامان او و بر دو جهان آستین فشان

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـشان۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. فشانکشان
  2. سوختمفرونشان
  3. تومهوشان
  4. هستسرخوشان
  5. وصلچشان
  6. دهندنشان
  7. بگیرفشان

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۴۹۳ شعر) قرار دارد.