غزلیات

شمارهٔ ۳۷۸ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

آن عید جان کجاست که قربان او شویم

دریک نظاره کشته جولان او شویم

۱

جولانگهش کدام زمین است کز مژه

خاشاک روب عرصه میدان او شویم

۲

ما را تمتعی نبود از جمال او

از بس که در مشاهده حیران او شویم

۳

هر تشنه لب ز چاه کند جست و جوی آب

ما تشنه لب ز چاه زنخدان او شویم

۴

بگشای برقع از رخش ای باد نوبهار

تا عندلیب تازه گلستان او شویم

۵

پیچید به پرده های فلک دود آه ما

چون شعله زن ز آتش هجران او شویم

۶

با عاشقان بی سر و سامان خوش است یار

جامی بیا که بی سر و سامان او شویم

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: او شویمقافیه: ـان۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«او شویم» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. شویمشویم
  2. مژهشویم
  3. اوشویم
  4. آبشویم
  5. نوبهارشویم
  6. ماشویم
  7. یارشویم

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۴۹۳ شعر) قرار دارد.