چشم بر پردهٔ امل منهید
جرم بر کردهٔ ازل منهید
۱علت هست و نیست چون ز قضاست
کوشش و جهد را علل منهید
۲چون بنابود دل قرار گرفت
بود یک هفته را محل منهید
۳عمر کز سی گذشت کاسته شد
مهر بر عمر ازین قبل منهید
۴مه بکاهد چو زو دو هفته گذشت
عمر را جز به مه مثل منهید
۵شهد کز حلق بگذرد زهر است
نام آن زهر پس عسل منهید
۶رزق جستن به حیله شیطانی است
شیطنت را لقب حیل منهید
۷به توکل زیید و روزی را
وجه جز لطف لمیزل منهید
۸نامرادی مراد خاصان است
پس قدم در ره امل منهید
۹حرص بیتیغ میکشد همه را
پس همه جرم بر اجل منهید
۱۰رخت دل بر در هوس مبرید
مهر شه بر زر دغل منهید
۱۱خرد سخته را هوا مکنید
رطب پخته را دقل منهید
۱۲ای امامان و عالمان اجل
خال جهل از بر اجل منهید
۱۳علم تعطیل مشنوید از غیر
سر توحید را خلل منهید
۱۴فلسفه در سخن میامیزید
وآنگهی نام آن جدل منهید
۱۵وحل گمرهی است بر سر راه
ای سران پای در وحل منهید
۱۶زجل زندقه جهان بگرفت
گوش همت بر این زجل منهید
۱۷نقد هر فلسفی کم از فلسی است
فلس در کیسهٔ عمل منهید
۱۸دین به تیغ حق از فشل رسته است
باز بنیادش از فشل منهید
۱۹حرم کعبه کز هبل شد پاک
باز هم در حرم هبل منهید
۲۰ناقهٔ صالح از حسد مکشید
پایهٔ وقعهٔ جمل منهید
۲۱آنچه نتوان نمود در بن چاه
بر سر قلهٔ جبل منهید
۲۲مشتی اطفال نو تعلم را
لوح ادبار در بغل منهید
۲۳مرکب دین که زادهٔ عرب است
داغ یونانش بر کفل منهید
۲۴قفل اسطورهٔ ارسطو را
بر در احسن الملل منهید
۲۵نقش فرسودهٔ فلاطون را
بر طراز بهین حلل منهید
۲۶علم دین علم کفر مشمارید
هرمان همبر طلل منهید
۲۷چشم شرع از شماست ناخنهدار
بر سر ناخنه سبل منهید
۲۸فلسفی مرد دین مپندارید
حیز را جفت سام یل منهید
۲۹فرض ورزید و سنت آموزید
عذر ناکردن از کسل منهید
۳۰از شمار نحس میشوند این قوم
تهمت نحس بر زحل منهید
۳۱گل علم اعتقاد خاقانی است
خارش از جهل مستدل منهید
۳۲افضل ار زین فضولها راند
نام افضل به جز اضل منهید
۳۳