در جهان هیچ سینه بیغم نیست
غمگساری ز کیمیا کم نیست
۱خستگیهای سینه را نونو
خاک پر کن که جای مرهم نیست
۲دم سرد از دهان برِ آهِ جگر
بازگردان که یارِ همدم نیست
۳هیچ یک خوشهٔ وفا امروز
در همه کشتزار آدم نیست
۴کشتهای نیاز خشک بماند
کهابرهای امید را نم نیست
۵به نواله هزار محرم هست
به گهِ ناله نیم محرم نیست
۶گر بنالی به دوستی، گوید
هان خدا عافیت دهد، غم نیست
۷دانی آسوده کیست در عالم؟
آنکه مقبول اهل عالم نیست
۸هست سالی دو روز شادی خلق
چون نکو بنگری همان هم نیست
۹زانکه یک عید نیست در عالم
که در او صد هزار ماتم نیست
۱۰خیز خاقانیا ز خوان جهان
که جهان میزبان خرم نیست
۱۱