غزلیاتغزل شمارهٔ ۱۰۴۰ مولاناشاعرمولانامجموعهغزلیاتقالبغزلوزنمفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)منبعویکیدرجآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعراشعار همقافیهنمای کتابیکارت تصویریجفا از سر گرفتی یاد میدارنکردی آن چه گفتی یاد میدار۱نگفتی تا قیامت با تو جفتمکنون با جور جفتی یاد میدار۲مرا بیدار در شبهای تاریکرها کردی و خفتی یاد میدار۳به گوش خصم میگفتی سخنهامرا دیدی نهفتی یاد میدار۴نگفتی خار باشم پیش دشمنچو گل با او شکفتی یاد میدار۵گرفتم دامنت از من کشیدیچنین کردی و رفتی یاد میدار۶همیگویم عتابی من به نرمیتو میگویی به زفتی یاد میدار۷فتادی بارها دستت گرفتمدگرباره بیفتی یاد میدار۸