در چمن آیید و بربندید دید
تا نیفتد بر جماعت هر نظر
۱من زیانها کردهام من دیدهام
زخمها از چشم هر بیپا و سر
۲چشم بد دیدیم ما کز زخم او
روسیه گردد عیان شمس و قمر
۳دور باد از رزم شیران چشم سگ
دور باد از مهد عیسی کون خر
۴تیر پرانست از چشم بدان
خلوت آمد تیر ایشان را سپر
۵لیک چشم نیک و بد آمیختهست
قلب را هر کس بنشناسد ز زر
۶زاهدانش آهها پنهان کنند
خلوتی جویند در وقت سحر
۷لیک این مستان به حکم خود نیند
نیستشان جز حفظ حق حصنی دگر
۸باد کم پران مزن لاف خوشی
باد آرد خاک و خس را در بصر
۹