ای سگ قصاب هجر خون مرا خوش بلیس
زانک نیرزد کنون خون رهی یک لکیس
۱گنج نهان دو کون پیش رخش یک جوست
بهر لکیسی دلا سرد بود این مکیس
۲عاشقی آن صنم وانگه ترس کسی
یکدم و یکرنگ باش عاشق و آنگاه پیس
۳ای دل شکرستان از نمکش شور کن
آب ز کوثر بخور خاک درِ او بلیس
۴زود بشو لوح را ز ابجد این کاف و نون
آنگه ای دل برو نقطه خالش نویس
۵ای حسد موج زن بحر سیاه آمدی
خشت گل تیرهای ز آب جهنم بخیس
۶شمس حق و دین کشید تیغ برون از نیام
ای خرد دوکسار تار خیالی بریس
۷