تمام اوست که فانی شدست آثارش
به دوستگانی اول تمام شد کارش
۱مرا دلیست خراب خراب در ره عشق
خراب کرده خراباتیی به یک بارش
۲بگو به عشق بیا گر فتاده میخواهی
چنان فتاد که خواهی بیا و بردارش
۳میا به پیش ز درش ببین که میترسم
ز شعلهها که بسوزی ز سوز اسرارش
۴وگر بگیردت آتش به سوی چشم من آ
که سیل سیل روانست اشک دربارش
۵حدیث موسی و سنگ و عصا و چشمه آب
ز اشک بنده ببینی به وقت رفتارش
۶برآر بانگ و بگو هر کجا که بیماریست
صلای صحت و دولت ز چشم بیمارش
۷برآ به کوه و بگو هر کجا که خفته دلیست
صلای بینش و دانش ز بخت بیدارش
۸که نور من شرح الله صدره شمعیست
که در دو کون نگنجد فروغ انوارش
۹