ما در جهان موافقت کس نمیکنیم
ما خانه زیر گنبد اطلس نمیکنیم
۱مخمور و مست و تشنه و بسیارخوارهایم
بس کردهاند جمله و ما بس نمیکنیم
۲این موج رحمت است و عدو چون کف و خس است
ما ترک موج دل پی هر خس نمیکنیم
۳ما قصر و چارطاق بر این عرصه فنا
چون عاد و چون ثمود مقرنس نمیکنیم
۴جز صدر قصر عشق در آن ساحت خلود
چون نوح و چون خلیل موسس نمیکنیم
۵ما را مطار زان سوی قاف است در شکار
ما قصد صید مرده چو کرکس نمیکنیم
۶دیو سیاه غرچه فریب پلید را
بر جای حور پاک معرس نمیکنیم
۷ما آن نهاله را که بر و میوهاش جفاست
در تیره خاک حرص مغرس نمیکنیم
۸از لذتی که هست نظر را ز قدس او
ما خود نظر به جان مقدس نمیکنیم
۹خاموش نظم و قافیه را ما از این سپس
از رشک غیر جنس مجنس نمیکنیم
۱۰