خیزید عاشقان که سوی آسمان رویم
دیدیم این جهان را تا آن جهان رویم
۱نی نی که این دو باغ اگر چه خوش است و خوب
زین هر دو بگذریم و بدان باغبان رویم
۲سجده کنان رویم سوی بحر همچو سیل
بر روی بحر زان پس ما کف زنان رویم
۳زین کوی تعزیت به عروسی سفر کنیم
زین روی زعفران به رخ ارغوان رویم
۴از بیم اوفتادن لرزان چو برگ و شاخ
دلها همیطپند به دارالامان رویم
۵از درد چاره نیست چو اندر غریبییم
وز گرد چاره نیست چو در خاکدان رویم
۶چون طوطیان سبز به پر و به بال نغز
شکرستان شویم و به شکرستان رویم
۷این نقشها نشانه نقاش بینشان
پنهان ز چشم بد هله تا بینشان رویم
۸راهی پر از بلاست ولی عشق پیشواست
تعلیممان دهد که در او بر چه سان رویم
۹هر چند سایه کرم شاه حافظ است
در ره همان بهست که با کاروان رویم
۱۰ماییم همچو باران بر بام پرشکاف
بجهیم از شکاف و بدان ناودان رویم
۱۱همچون کمان کژیم که زه در گلوی ماست
چون راست آمدیم چو تیر از کمان رویم
۱۲در خانه ماندهایم چو موشان ز گربگان
گر شیرزادهایم بدان ارسلان رویم
۱۳جان آینه کنیم به سودای یوسفی
پیش جمال یوسف با ارمغان رویم
۱۴خامش کنیم تا که سخن بخش گوید این
او آن چنانک گوید ما آن چنان رویم
۱۵