غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۷۲۴ مولانا

شاعر
مولانا
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

همه جمال تو بینم چو چشم باز کنم

همه شراب تو نوشم چو لب فراز کنم

۱

حرام دارم با مردمان سخن گفتن

و چون حدیث تو آید سخن دراز کنم

۲

هزار گونه بلنگم به هر رهم که برند

رهی که آن به سوی تو است ترک تاز کنم

۳

اگر به دست من آید چو خضر آب حیات

ز خاک کوی تو آن آب را طراز کنم

۴

ز خارخار غم تو چو خارچین گردم

ز نرگس و گل صدبرگ احتراز کنم

۵

ز آفتاب و ز مهتاب بگذرد نورم

چو روی خود به شهنشاه دلنواز کنم

۶

چو پر و بال برآرم ز شوق چون بهرام

به مسجد فلک هفتمین نماز کنم

۷

همه سعادت بینم چو سوی نحس روم

همه حقیقت گردد اگر مجاز کنم

۸

مرا و قوم مرا عاقبت شود محمود

چو خویش را پی محمود خود ایاز کنم

۹

چو آفتاب شوم آتش و ز گرمی دل

چو ذره‌ها همه را مست و عشقباز کنم

۱۰

پریر عشق مرا گفت من همه نازم

همه نیاز شو آن لحظه‌ای که ناز کنم

۱۱

چو ناز را بگذاری همه نیاز شوی

من از برای تو خود را همه نیاز کنم

۱۲

خموش باش زمانی بساز با خمشی

که تا برای سماع تو چنگ ساز کنم

۱۳

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: کنمقافیه: ـاز۱۳ از ۱۳ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. کنمکنم
  2. گفتنکنم
  3. برندکنم
  4. حیاتکنم
  5. گردمکنم
  6. نورمکنم
  7. بهرامکنم
  8. رومکنم
  9. محمودکنم
  10. دلکنم
  11. نازمکنم
  12. شویکنم
  13. خمشیکنم

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ مولانا

۶٬۳۲۹ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۳٬۲۳۰ شعر) قرار دارد.