اگر زمین و فلک را پر از سلام کنیم
وگر سگان تو را فرش سیم خام کنیم
۱وگر همای تو را هر سحر که می آید
ز جان و دیده و دل حلقههای دام کنیم
۲وگر هزار دل پاک را به هر سر راه
به دست نامه پرخون به تو پیام کنیم
۳وگر چو نقره و زر پاک و خالص از پی تو
میان آتش تو منزل و مقام کنیم
۴به ذات پاک منزه که بعد این همه کار
به هر طرف نگرانیم تا کدام کنیم
۵قرار عاقبت کار هم بر این افتاد
که خویش را همه حیران و خیره نام کنیم
۶و آنگهی که رسد بادههای حیرانان
ز شیشه خانه دل صد هزار جام کنیم
۷چو سیمبر به صفا تنگمان به بر گیرد
فلک که کره تند است ماش رام کنیم
۸چو مغز روح از آن بادهها به جوش آید
چهار حد جهان را به تک دو گام کنیم
۹ز شمس تبریز انگشتری چو بستانیم
هزار خسرو تمغاج را غلام کنیم
۱۰